تبلیغات
اسلام آباد پست








 
قالب وبلاگ

به نام خدا اسلام آباد سلام شهر مظلوم تاریخ سلام درود بر تاریخ پر شکوهت درود بر شرافت و غیرت مردمانت به راستی که همواره تمدن ایران مدیون رشادت فرزندان تو در تاریخ کهن سرزمین پارس میباشد گوشه گوشه سرزمینم ایران یادگار‌ خون فرزندان توست که برای ناموس وطن جان خود را فدا نمودند. اما ای سرزمین شیران چرا امروز اینقدر رنجور شده ای؟ مگر تو همان سرزمینی نیستی که آماج حملات همسایگان ایران بوده ای و با رشادت فرزندانت ایران را از گزند بیگانگان دور نگاه داشته ای؟ مگر تو هشت سال مورد نوازش حملات عراق قرار نگرفتی؟ مگر تو قبرستان منافقان ایران نشده ای؟ دیگر چرا رنجوری ای کهن دیار؟ با من بگو که فرزند توام نکند بخاطر فقر و تنگدستی مردمانت رنجور شده ای؟ نکند بخاطر بیکاری ، فقر، اعتیاد، فجایع اجتماعی، طلاق، بیماری و افسردگی مردمانت رنجور شده ای؟ مگر مردمانت انقلاب را در مواجه با رژیم طاغوت یاری نکردند؟ مگر انقلاب در سایرنقاط سرزمین ایران موجبات رشد و توسعه نشد؟ اصفهان، تبریز، اردبیل، شیراز، اراک ، مشهد، کرمان، یزد، ایلام، و... چرا توسعه یافته اند، و تو مرزدار باشکوه امروزه اینگونه رنجور شده ای؟ نکند وکلا و مسئولین تو نتوانستند که سهمت را از توسعه نصیب مردمانت کنند؟ نکند که تو سرزمین جنگ زده شناخته نشده ای؟ نکند با توجه به محرومیت هایت سرزمین محروم شناخته نشده ای؟ راستی زلزله سرزمینت را لرزاند؟ آیا زلزله زده شناخته شده ای؟ آیا وکیلت در مجلس نمایندگان که دوازده سال فرصت خدمت گذاری به او داده ای توانست حد اقل این حق را برای تو بگیرد؟ افسوس برای تو اسلام آباد. افسوس برای مردمان دردمندت. افسوس برای جوانان رشیدت. افسوس برای قلب های مادران سرزمینت که از درماندگی فرزندانت افسرده شده اند افسوس برای پدران سرزمینت که شاهد مصائب فرزندان خود هستند. چه کسی میخواهد به جوانان تو پاسخ دهد؟ چه کسی میخواهد قلب های دردمند مادرانت را التیام بخشد؟ چه کسی میخواهد غم را از پیشانی پدرانت بزداید؟ چرا اینگونه شده ای ای کهن دیار که امروز جناب تجری با بد ترین الفاظ از تو یاد میکند و چهره پرشکوه تو را در اذهان ایرانیان مخدوش میکند؟ آیا جناب فلاحت پیشه که مرد فکر و اندیشه بود ندانست که تو جنگ زده، محروم و زلزله زده ای؟ آیا ایشان به تو و مردمانت می اندیشد؟ آیا در طول فرصت نمایندگی توانست چهره حتی یک فرزند تو را از رنج پاک نماید؟ آیا فکر و اندیشه اش توانست دردی را از دردمندی بکاهد؟ آیا حد اقل حاضر است جواب چراهای تو را بدهد؟ البته میدانم که او سیاست آموخته و در پاسخ چراها باز سکوت میکند. اما ای کهن دیار، تو گهواره شیران بوده ای و خواهی بود. فرزندان دلیر تو بیدار خواهند شد و تو را باز خواهند ساخت. چندیست که فرزندان تو در اجتماعات مختلف گرد هم آمده اند و به تو می اندیشند. اجتماعاتی همچون فرزندان خالدی، فرزندان شیان، فرزندان منصوری، فرزندان سیاه سیاه، فرزندان زنگنه، فرزندان گوران، فرزندان لک همه و همه شکل گرفته اند تا به تو بیندیشند. من نیز فرزند توام و در اجتماع خالدی برای شکوه تو تلاش میکنم. با برادرانم در اجتماعم به مبارزه با کثیفی های طبیعت و شهر پرداختیم، برای زنده نگه داشتن یاد حسین محرم را گرامی داشتیم و به میزبانی زوار حضرتش شتافتیم، امروز نیز در کنار فرزندان تیره ام خالدی به کمک زلزله زدگان شتافته ایم. به تو امید میدهم با یاری سایر برادرانم در سایر اجتماعات و تیره ها ی کلهر و لک و گوران تو را خواهیم ساخت. اسلام آباد به تو افتخار میکنم. فرزند تو یاسر آرمند


[ پنجشنبه 16 آذر 1396 ] [ 03:20 ب.ظ ] [ وحید پرندین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب