تبلیغات
اسلام آباد پست








 
قالب وبلاگ

آقای تجری ،  نگذاریم ناگهان  زود دیر شود 
از وقتی که قلمم در دستانم خوب چرخید عهد کردم جز حقیقت چیزی ننویسم ..عهدی که هنوز باقی است .
آقای تجری من و شما  شاید در فضای متفاوت  فکری باشیم  اما درد مردم درد مشترک ماست  ،" مردمی که چین پوستینشان ، جلد کهنه شناسنامه هایشان درد میکند ."


شما غریبه نیستید هرچه هستید فرزند خودمان هستید .قطعا آقای تجری که الان آقای تجری نماینده مردم است راه سختی را پیموده است .این صحبت ها را مجبورم اینجا بنویسم چون خیلی ها دوست ندارند صدای ما به شما برسد یا اگر برسد صحیح و سالم نمیرسد ...قصدم از نوشتن حرفهایی که خواهید شنید وجدانی است که به آن اعتقاد دارم وجدانی که نیمه شب از خواب بیدارم میکند .من سالهاست با تلاش خودم سکوها ی زحمت و رنج علم را پشت سر گذاشته ام .جیب  هایم هم انقدر فعلا برکت دارند که چند نفر را هم سیر کنند پس نه نگران مدرکم نه جیب هایم ...
شاید در سیاست دیدگاههای متفاوتی داشته باشیم  اما در قضاوت و علم حقوق بسیار احترام و اکرام دارم .بیشتر شما را قاضی میدانم تا سیاست مدار ..واین حسن کمی نیست .
اما الغرض آقای قاضی .گفتم درد مردم نقطه مشترک ماست .قطعا طعم درد را کشیده ای ...میدانم ...امروز در حالی جاده های ویژنان را تا آخرین روستا بنابر ماموریت کاری طی کردم که لحظه ای احتمال نمیدادم سالم برگردم ..اما فکر کردم چطور 37 سال از عمر با برکت انقلاب شکوهمند ما گذشت و مردمی اینچنین مستحق هنوز در آرزوی جاده ای مانده اند ؟!!.
برادرم امروز زنی را در روستای چم سورک را دیدم که گفت :هرکس لیوان آبی میخورد قطعا میگوید سلام بر حسین ...اینجا باید یکی بیاید ببیند ما برای چند لیتر آب شرب در عذابیم ...آخر مگر ما شیعه حسین نیستیم ؟...آب آشامیدنی از ساعت دوازده ظهر به بعد به علت کمبود و مشکلات قطع میشود و مردم مجبورند گوسفندان خود را که تنها ممر زندگی شان از آب رودخانه ای سیراب کنند که آلودگی اش آنقدر زیاد است که حیوانات هم از آن آب نمی خورن ...ایکاش برادرم فریادهایتان را بیشتر بالا ببرید ...به جای استیضاح به حق آقای وزیر فلا ن یک فریاد بلند در مجلس برای احقاق این روستاییان سر میدادید ...خیلی ها از دوستان شما میگویند مجلس جای سر وصدا وفریاد نیست اما نماینده مجلس سالهای دور خرمشهر آن سالها که آب خرمشهر و آبادان قطع شده بود تمام کولرها ی مجلس را خاموش کرد و وسط مجلس فریاد زد تا آب آبادان و خرمشهر درست نشود اجازه نمی دهم کولرها را روشن کنید تا بدانید چطور مردم در دمای بالای 45 درجه در بی آبی و گرما تاب میآورند ...
اتفاقا باید بخواهید از آن مردانی که صدای مردم ما را نمی شنوند ...
آقای تجری جاده های ویژنان را پینه بسته اند به اصطلاح لکه گیری کرده اند ...چقدر امروز خندیدم و کنارش بغض کردم ..خودتان بیاید و ببینید ...مشکل اداره راه وشهرسازی نیست برادر ، مشکل آن بودجه ای است که هیچگاه از قلاجه به شهر نرسید ...
آب اکثر روستاهای پایین گیلان دچار مشکل است همه ی اینها در کم کاری مسئولان امر نیست که بارها دیدم این مسئولان چه ناسزاها که شنیدند و چیزی نگفتند ...مشکل از اعتباری است که همه ساله  قرار است برسد  و نمیرسد یا دیر میرسد ، عین مهمات هایی که به دست بچه های شهیدمان نرسید یا اگر رسید دیگر بچه ها نبودند ...
آقای تجری گله هایه بماند برای روزهای خوشی مان ...اما درخواست کمک برای این مردم اگر بارها گفته شود کم است ...این حق شماست در بعضی مسایل وارد شوید اما امروز توجه به مشکلات این مردم از تعویض برخی مدیران بالاتر است ...وقت برای تغییر آنها زیاد ولی وقت برای خدمت به مردم کم است هر لحظه اش عبادت است ...درس دین نخوانده ام اما سالهاست مرید حسینی هستم که گفت حق را بگو ...
آقای تجری میدانم خیلی از مسائل را میدانید ومیدانم کار نمایندگی سخت است اما سخت تر از همه بازی های سیاسی که هیچگاه هم به نتیجه نمی رسن خدمت به مردم است ...شما خود فرزند درد و آوارگی بودید پس صحبت از این مسائل نا آشنا نیست برای شما اما لازم  است بازگو شود تا کنار تمام کارهای مهم تان بدانید این طرف ایران هنوز نیازمند تلاش برای ساختن است .ساختن آرزویی است که امید است به این مردم برگردد .در پایان برایتان سلامت آرزومندم و  در ماه محرم ماه عشق و وفا منتظر بازدید شما از ویژنان و شنیدن صحبت مردم این دهستان محروم هستیم .
دکتر آذر ولی زاده .فرزند دومین شهر مقاوم گیلانغرب


[ سه شنبه 13 مهر 1395 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ وحید پرندین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب